پس لرزه

غزل - چهار پاره ---امير سنجري

+ خارج از وزن ....

 

به شاهین نجفی 

به فاطمه اختصاری 

به سید مهدی موسوی 

 

شعر در انتهای یک سوپری 

ناز ویزیتور از ته تلفن 

حدس چشمان مشتری با هم 

رنگ قهوه , نه ! چایی لیپتون

جذب جنس مخالف شرعی 

 گور  ِ بابای  ِ مادر  ِ نیوتن

  

هر شب عکس ال/ عمل شدن تا صبح

زیر جراح ِ پوست ِ بینی

هی کشیدن از عالم و آدم

پای منقل فتاوی دینی

دم کشیدن درون ذهن کسی

دود وافور و شعر آیینی 

 

هی غزل پست کردن وبلاگ

نقد یک مشت گیج ِ افراطی

 _ خسته از نقد های بی مورد

خسته از حرف های اقساطی _ 

گوش کردن به هدفون گوشی

لذت شعر خواندن فاطی

  

" تا خود صبح گریه خواهی کرد

بعد از دست ها کتک خوردن

پشت لبخند ناگهانی خود

به نقاط بدون شک خوردن " *

سد شدن در برابر گریه

توی شعر کسی ترک خوردن

  

خسته از ماهواره و شبکه

عق زدن روی باسن جنیفر

گریه با بازی ِ نویسنده

در جدایی ِ درد از نادر

دل سپردن به آلبوم شاهین

سال خون در گلوی کامپیوتر 

 

***

 

این همه حرف ، این همه واژه

به تمام نگفته تحمیلم

برق / می زد درون چشمانم

سرمه ی داغ  - مثل اکلیلم -

 

با خودم حرف می زنم سید !!!

فکر یک کارگاه تعطیلم  .  .  .  

 

 

امیر سنجری - یا عشق

 

نویسنده : امیر سنجری ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران()   لینک